از تیر خوردن تا ترند ترامپ مرد؛ حقیقت یا بازی تازه برای جنجالآفرینی؟
به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری دانشجو، دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، بارها نشان داده است که زنده ماندن در عرصه سیاست برای او نه از مسیر برنامه و سیاستگذاری، بلکه از مسیر حاشیهسازی و جنجالآفرینی میگذرد. از سوءقصد نافرجام در کارزار انتخاباتیاش در پنسیلوانیا گرفته تا شایعات اخیر درباره مرگش در شبکههای اجتماعی، همه این رویدادها بیش از آنکه واقعیت سیاسی تازهای خلق کنند، به خوراک تبلیغاتی و ابزار عوامفریبی ترامپ بدل شدهاند.
گلولهای که به نمایش بدل شد
حادثه تیراندازی در باتلر پنسیلوانیا میتوانست به یک فاجعه تبدیل شود. گلوله به گوش ترامپ برخورد کرد و او خونآلود از صحنه خارج شد. اما ثانیههایی بعد، همان صحنه با مشت گرهکرده و فریادهای نمایشی ترامپ همراه شد؛ تصویری که نه یک آسیبدیدگی واقعی، بلکه یک «نمایش قدرت» برای تحریک احساسات هواداران بود.
ترامپ بلافاصله با انتشار پیام در شبکه اجتماعی خود از سرویس مخفی تشکر کرد، اما همزمان تلاش کرد روایت ماجرا را بهگونهای بچیند که او را قهرمانی نشان دهد که از دل مرگ بیرون آمده است. واقعیت ساده، تبدیل شد به داستانی پرهیجان که در آن او نه یک سیاستمدار زخمی، بلکه یک ناجی معرفی میشد. این همان نقطهای است که جنجالسازی جای حقیقت را میگیرد.

شایعه مرگ ترامپ؛ بازی تازه در فضای مجازی
امروز، طوفانی در شبکه اجتماعی ایکس با هشتگ «ترامپ مرده است» بهپا شد. بیش از ۵۶ هزار پست ظرف چند ساعت منتشر شد و بار دیگر شایعات درباره وضعیت سلامت او داغ شد. این بار، حتی معاون رئیسجمهور آمریکا «جی دی ونس» مجبور شد واکنش نشان دهد و بگوید: «اگر تراژدی رخ دهد آمادهام مسئولیت را برعهده بگیرم.»
اما مهمتر از خود شایعه، بازتاب آن بود. ترامپ بار دیگر در مرکز گفتوگوهای عمومی قرار گرفت. برخی کاربران با انتشار تصاویر کبودیها و تورم پای او به این گمانهزنی دامن زدند که رئیسجمهور سابق بیمار است. در مقابل، حامیان ترامپ با ادبیاتی هیجانی او را «قویتر از مرگ» خواندند. نتیجه اما یکی بود: باز هم ترامپ سوژه اول شد.
این همان الگویی است که بارها تکرار شده؛ از توییتهای جنجالی او در دوران ریاستجمهوری گرفته تا نمایشهای انتخاباتی، ترامپ استاد آن است که موضوعات حاشیهای را به ابزار حضور دائمی در صدر اخبار تبدیل کند.

عوامفریبی به جای سیاستورزی
ترامپ در طول فعالیت سیاسیاش به ندرت برنامهای دقیق برای اداره کشور ارائه کرده است. در عوض، همواره با شعارهای تحریکآمیز، حملات لفظی به رقیبان، و بزرگنمایی تهدیدها تلاش کرده احساسات عمومی را برانگیزد.
حادثه تیراندازی و شایعه مرگ نمونههای تازهای از همین روند هستند: واقعیتهای تراژیک یا حتی بیاساس، در روایت ترامپی به ابزار تحریک هواداران و جلب توجه رسانهها تبدیل میشوند. او خوب میداند که در فضای رسانهای امروز، دیده شدن مهمتر از درست دیده شدن است.
به همین دلیل، هر اتفاقی – چه واقعی و چه ساختگی – برای ترامپ فرصتی است تا بار دیگر خود را بهعنوان «تنها قهرمان» معرفی کند و در عین حال رقیبان سیاسیاش را مقصر جلوه دهد.
پروپاگاندای مدرن؛ از دروغ تا ترند
پدیده «ترامپ مرده است» بهخوبی نشان داد که چگونه یک شایعه بیاساس میتواند با کمک شبکههای اجتماعی به موجی جهانی تبدیل شود. اما این موج بیش از آنکه تهدیدی برای ترامپ باشد، در عمل به ابزاری تبلیغاتی برای او بدل شد. چرا که حتی تکذیب این خبرها نیز نام او را در تیتر رسانهها نگه داشت.
به این ترتیب، مرگ واقعی رخ نداده، اما مرگ مجازی بهعنوان یک پروپاگاندا عمل کرده است؛ پروپاگاندایی که در نهایت به بازتولید همان تصویری کمک میکند که ترامپ همیشه میخواهد: چهرهای حاشیهساز، قربانی خشونت، و در عین حال «بزرگتر از هر بحران».
از مردمگرایی تا عوامفریبی
در ظاهر، ترامپ با شعارهای مردمگرایانه از «نجات آمریکا» سخن میگوید. اما واقعیت این است که روش او بیشتر به عوامفریبی شباهت دارد تا مردمگرایی. استفاده از زبان ساده و شعاری، نمایشهای پرهیجان، و بهرهبرداری از ترسها و خشمهای عمومی، همه بخشی از سبک سیاسی اوست.
شایعه مرگ اخیر یا حادثه تیراندازی، در این چارچوب معنا پیدا میکنند. ترامپ با مهارت خاصی این رویدادها را به خوراک تبلیغاتی بدل میکند و به جای پاسخ به مسائل واقعی آمریکا – از بحران اقتصادی گرفته تا سیاست خارجی – مردم را درگیر داستانهای حاشیهای میسازد.
مردی که از جنجال تغذیه میکند
ترامپ نه قربانی تیراندازی است، نه قهرمان زندهمانده از مرگ. او سیاستمداری است که از جنجال تغذیه میکند. هر بحران، هر شایعه و هر حادثهای برای او یک فرصت تازه است تا بار دیگر خود را در مرکز توجه قرار دهد.
از تیر خوردن در پنسیلوانیا تا ترند شدن خبر مرگش در شبکههای اجتماعی، یک خط روشن دیده میشود: ترامپ مرد حاشیهسازی است؛ سیاستمداری که به جای برنامه، بر نمایش تکیه میکند و به جای حل مسائل، با عوامفریبی میدان سیاست را در دست میگیرد.
در نهایت، شاید بتوان گفت که ترامپ واقعاً زنده است، اما آنچه بیش از همه زنده نگهش داشته، نه سلامت جسمی بلکه توانایی بیپایان او در ساختن حاشیه و جنجال است؛ حاشیهای که سیاست آمریکا را هر روز بیش از پیش به میدان نمایش شبیه میکند.